دختر مشهدی
سلام به همه دوستای خوب منو و امیرعلی من، تو این پست می خوام از ذوق کردن امیرعلی وقتی که دختر میبینه براتون بگم تو صحن حرم نشسته بودیم که یه دختر بچه نازی پیداش شد اسمش هم زینب خانم بود امیرعلی ما هم ذوقی کرد و مدام پالتو دختر را می گرفت و می کشید طرف خودش و می خواست دست کنه تو چشم دختر بیزبون.... زینب خان پا میزاره به فرار و مهرش حلال و جونش آزاد می کنه و میره اما امیرعلی من دست بردار نیست و چهار دستت و پا برو به دنبال دختر مورد نظرش تو رو خدا ببینید این پسر ما چطور میره دنبال دختر مردم....مارو باش که می گفتیم زنش نمی دم اما این وروجک از ده ماهگی دنبال کیس مورد نظر میگرد...
نویسنده :
مامان امیرعلی
9:39











