دختر مشهدی

سلام به همه دوستای خوب منو و امیرعلی من،
تو این پست می خوام از ذوق کردن امیرعلی وقتی که دختر میبینه براتون بگم
تو صحن حرم نشسته بودیم که یه دختر بچه نازی پیداش شد اسمش هم زینب خانم بود امیرعلی ما هم ذوقی کرد و مدام پالتو دختر را می گرفت و می کشید طرف خودش و می خواست دست کنه تو چشم دختر بیزبون....

زینب خان پا میزاره به فرار و مهرش حلال و جونش آزاد می کنه و میره اما امیرعلی من دست بردار نیست و چهار دستت و پا برو به دنبال دختر مورد نظرش

تو رو خدا ببینید این پسر ما چطور میره دنبال دختر مردم....مارو باش که می گفتیم زنش نمی دم اما این وروجک از ده ماهگی دنبال کیس مورد نظر میگرده....

مادر عروس زینب خانم رو آوردن و چادر سفید کردن سر دخترشون و می گفتند امیرعلی رو ببوس.....خلاصه جای همه دوستان و فامیلهای شمالی خالی ...جای پدر دوماد هم خالی که پسرشون فقط یه عاقد کم داشته و اذن ولی رو بیخیال بوده

امیرعلی من هم تمام تلاششو می کرد تا چادر رو از سر دختر برداره.....اینجا باید گفت چشممون روشن.....انگار شازده طرفدار کشف حجاب هم هستند

خلاصه کمی که چادر از رو ی سرو صورت زینب خانم کنار رفت گل از گل امیرعلی شکفت و لبخند معنی داری زدند

مادر عروس ما هم تمام تلاشش رو می کردند تا عروس خانم امیرعلی من رو ببوسه ....چادر از سر عروس افتاد و بالاخره امیرعلی رو بوسید....راستی امیرعلی چند وقتیه یاد گرفته بهش می گیم یه بوس بده صورتشو می یاره جلو تا ما ببوسیمش...مادر زینب به زینب خانم می گفت امیرعلی رو ببوس منم از اون طرف به امیرعلی گفتم یه بوس بده ...امیرجونی صورتشو گرفت جلو و دخترخانم بوسیدتش....جای همه شما خالی بدون عاقد منو و مادر عروس تو مراسم حضور داشتیم



دختر مشهدی
