امیرعلی امیرعلی ، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 13 روز سن داره

امیرعلی من

سرما

1392/8/28 11:53
نویسنده : مامان امیرعلی
235 بازدید
اشتراک گذاری

چند وقت پیش سرما خورده بودم رفتم دکتر وااااااایی چقد شربت خوردم خداروشکر خوب شدم ولی باز تا یه بادی بهم می خوره عطسه می کنم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (5)

خاله فاطی
28 آبان 92 10:26
قربون گلم برم با این پیشبندش. خدا نکنه تو سرما بخوری. وقتی چیزهای خوشمزه وجود داره که بخوری چرا سرما بخوری؟ مامانی چیزی بهت نمی ده که بخوری که تومیری سراغ سرما؟ امان از دست این مامان سعیده. هوای پسرمونو داشته باش سعـــیــــــده. تازه مجید دلبندم "عطسه" نه "عدسه" خوش باش
مامان امیرعلی
پاسخ
وااااااااااییییییییی اصلا حواسم به اون نبود از بس تو چت و پیامک غلط نوشتن و کوتاه نویسی رایج شده ادبیاتمون یادمون رفته دیگه باورت میشه خوا اصلا استفاده نمیکنم همش خاب و خاهر و خاستن اینجوری شده
یسنا
28 آبان 92 13:53
امیر علی جون منم همینطوری شدم ایشالا هردتامون دیگه مریض نشیم
مامان امیرعلی
پاسخ
انشالله همه بچه ها سلامت باشن یسنای ناز شما و امیرعلی من هم دیگه مریض نشن.راستی مانی هم همینطور
سپیده
28 آبان 92 17:34
این یکیو بمن رفتی امیرجونم.منم مثل تو تا ی بادی بهم میخوره بقول خاله فاطی عدسه میکنم.مریض شدنتو نبینم پسر خوشگلم
مامان امیرعلی
پاسخ
آجی سپیده شلغم پخته بخوربه امیرعلی میدم تا در برخورد با سرما قوی بشهنمی دونی چقد هم دوست داره میخوره مثل بنز
خاله مریم
28 آبان 92 20:45
قربونت برم توکه آفتاب ومهتاب بهت نمیخوره چراسرمامیخوری؟شمال هم اومدی سرماخوردی یادته!ولی همش دوست داشتی بازم بری بیرون حقاکه ددری بودنت به مادرت رفته!
مامان امیرعلی
پاسخ
الانم از دستش تو خونه جرات نداریم روسری بپوشیم همش فکر میکنه می خوایم بریم بیرون می پیره تو بغل که منو ببرید....صبحها مادربزرگش یه بالش بزرگ میگیره جلوش منم مثل موشک با لباس اداره رد می شم تا منو نبینه چون اگه ببینه میزنه زیر گریه که چرا منو نمی بری!!!
عرفان
13 اسفند 92 18:36
قربون امیرعلیییییی! آخه پس چرا عید نمیشه تاما امیرعلی رو ببینیم!