امیرعلی امیرعلی ، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 13 روز سن داره

امیرعلی من

بدون عنوان

تو برنامه تعطیلاتم و بودن در کنار امیرعلی قصد دارم چند روزی ببرمش مهد تا با بچه ها باز ی کنه ....امیدوارم بهش خوش بگذره..... ...
24 آذر 1393

بدون عنوان

اینم امیرجونی خوشتیپ ما با لباس خوشگلی که خاله جونی براش هدیه خریده بودند .....خاله جونی یه دنیا بووووس روی صورت ماهت.... ...
24 آذر 1393

بدون عنوان

تماشاکردن تلویزیون خصوصا موزیک گوش دادن یکی از علاقه مندی های امیرعلی شده مادربزرگ امیرعلی که زحمت پرستاری وروجک کوچولو رو توی نبود من داره عازم سفر مکه هست و من تو ده روز مرخصی می گیرم و کنار امیرعلی هستم حسابی به پسرک خوش می گذره.... ممکنه مدتی نتونم وبلاگ گل پسر رو آپ کنم برا همین چند تا عکس  جدید تو چند پست اضاف می کنم ....به امید دیدار دوستهای خوب منو و امیرعلی من ...
24 آذر 1393

بدون عنوان

درخت نارنج کنار خونه حدودا همسن امیرعلی هست....وقتی امیرعلی به دنیا اومد بابایی سه تا نارنج جلو در خونه کاشت....خیلی وقتا هم امیرعلی رو می بره کنار درخت همسن امیرجونی و  از دوتاشون عکس می گیره..... امیرعلی عزیزم انشاالله در سایه مهر خدای مهربون همیشه سبز و سربلند باشی پسرک دوست داشتنی من.... ...
18 آبان 1393

بدون عنوان

اینم امیرعلی گل جدیدا سعی می کنه تمام کلمات رو بگه اما باز ورد زبونش بابا و مامان هست........... وقتی کار اشتباهی می کنه بهش می گم مگه تو مرد نیستی؟؟ سبیلات کو؟؟ دست می زنه پشت لبش...عاشق اصلاح کردن صورت هست وقتی بابایی می خواد اصلاح کنه می شینه کنارش و تکون نمی خوره و بعدش ادای اصلاح کردن در می آره... ...
18 آبان 1393

بدون عنوان

دلنوشته هایی برای پسرم امیرعلی   پسرم ....امیرعلی من   مرد بودن کار سختی است...   اما خودم  در کنارت هستم و یادت می دهم....   یادت می دهم  دوست داشتن را   همانگونه که خودم در جمع مهربان خانواده ام یاد گرفتم که چگونه عاشق باشم و دوست داشته باشم....   امیرعلی من   یادت می دهم که قلبی مهربان و دریایی چون پدر خوبت داشته باشی....   بهترین دوستانم مادر عزیزتر از جانم و خواهران مهربانم هستند...   یادت می دهم که بهترین دوستانت را در جمع گرم خانواده بیابی....     ...
27 مهر 1393