امیرعلی امیرعلی ، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

امیرعلی من

اوقات فراغت امیرعلی

1392/9/13 14:17
نویسنده : مامان امیرعلی
202 بازدید
اشتراک گذاری

امیرعلی من اوقات فراغتشو روزنامه میخونه...................صبحها شش صبح بیداره البته شش خیلی دیره براش بعضی صبحها پنج و نیم هم بیدار باش میده. عزیزم موقع صبحانه منو بابایی رو همراهی می کنه وقتی بابایی  می خواد بره اداره و میاد که امیرعلی رو ببوسه اولش ذوق میکنه و فکر میکنه بابایی می خواد ببرتش بعد تا جلوی در با نگاهش بابایی رو تعقیب می کنه اما وقتی من آماده می شم و می خوام از جلوش رد بشم اونوقته که باید مادر بزرگش یه بالش جلوش بگیره و سرگرمش کنه تا منو نبینه و منم بسرعت از خونه بزنم بیرون(اگه منو تو لباس بیرون ببینه و برم بیرون گریه اش در می آد و آروم کردنش سخت می شه).بعد رفتن ما مادر بزگ سرگرمش می کنه  کمی بازی میکنن تا ظهر که بابایی بره خونه عصر هم که من میرم از سرو کولم بالا می ره بعدش باید براش آهنگ کلیپ آجی مطهره رو بزارم تا چند ساعتی باید این کلیپ رو با هم گوش بدیم .امیرعلی شبا هم یه نگاهی به روزنامه هایی که بابایی می آره می اندازه.امیرعلی به اخبار هم خیلی علاقه داره خصوصا خبرهای بی بی سی رو همش دنبال می کنه.برام جالبه وقتی کارتن روشنه انقدر نگاه به تلویزیون نمی کنه که آهنگ خبر بی بی سی پخش می شه.شب هم  هشت و نیم تا 9 آلارم خواب میده و آماده خواب میشه.اینکه میگم آماده برا اینه که کلی باید آواز بخونه و داد و قال راه بندازه تا بخوابه.شب و روزت بخیر امیرعلی منقلب

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (11)

مائده
13 آذر 92 14:52
ای ب قربونت برم من،چقد باهوشی اخه. واقعا درحال خوندنه،ژستش منو کشته .تو باید پرفسور شی جیگرطلا
خاله مریم
13 آذر 92 23:47
عسل من .اگه هیچیت به من نرفته باشه اینجوری که غرق روزنامه شدی به من رفتی.تاجایی که من یادمه مامانت اهل روزنامه خوندن نیست!باباتونمیدونم!
مامان امیرعلی
پاسخ
خاله مریم آخه امیرعلی ماههای آخر قبل بدنیا اومدنش و بدو تولد و تا دوماهگی بعد تولد پیش شما بوده دیگه هرچی بود از اونجا یادگرفته.تو و دایی جواد که روزنامه می خوندین کپی برداری کرده البته باباش هم اهل روزنامه است اما نه بشدت شما.شما همه روزنامه رو (از تبلیغات تا ....)می خوندید محمد مطالب خاصی رو می خونه.
سپيده
14 آذر 92 22:46
آخ قربونت برم آخه چرا شما اينقد باهوشى!! بچه شيرازى ما اوقات فراغتشم مثل اسباب بازيهاش(مگس کش)عجيب غريبه
مامان امیرعلی
پاسخ
آجی سپیده چی شد گفتی بچه شیرازی؟؟؟؟تو که خیلی تعصب شمالی داشتی؟؟
دایی هادی
15 آذر 92 12:49
وای خدا اونجارو باش به قول آجی مطهره تو آخرهم پروفسور میشی دایی
مامان امیرعلی
پاسخ
مرسی دایی جون
خاله جونی امىرعلی
15 آذر 92 20:43
قربونت برم عزیزم فقط عکساشو نگاه کن خوبه ازالان روزنامه چرادستت گرفتی گلم نخون چشای خوشکلت ضعیف میشهدایی هادی آجی مائده نظردادپسرم پروفسورمیشه
مامان امیرعلی
پاسخ
پسرم داره زودتر خونودن و نوشتن یاد می گیره.خاله جونی چند وقت دیگه میاد تو وایبر باهات چت می کنه.فک کنم بعد عید بتونه باهات چت کنه
دایی جواد
15 آذر 92 21:45
قربونت برم زیاد نخون.امیرعلی ایران افتاده با مسی.داری نگاه میکنی با کی بیفتیم خوبه.یگانه پیداش نیست
مامان امیرعلی
پاسخ
یگانه شدیدا مشغول درس خوندنه فقط بعضی وقتا گوشی مامانشو برمی داره و جای مامانش تایپ می کنه فک می کنه من نمی دونم!!!
مامان یسنا
16 آذر 92 10:54
عزیزم از همین الان درس خونی من مطمئنم تو کمتر از یه پزشک یا یه خلبان نمی شی
مامان امیرعلی
پاسخ
مرسی خاله
مائده
16 آذر 92 20:13
یگانه درگیری فکری داره! همش نگران بازیای جام جهانیه ک ۲هفته قبل کنکورش شروع میشه.براش دعاکنین
مامان امیرعلی
پاسخ
یگانه فوتبال همیشه هست اما کنکور سال اولش مهمه.درگیری فکری رو رها کن فقط و فقط به کنکور فکر کن.فوتبال رو امسال بیخیال شو.به قول مامان بزرگ گل باید بسوزی تا گلاب بدی زاک.ببینم رکورد رتبه کنکور منو می زنی یا نه؟؟منکه امیدوارم بزنی
یگانه پسرخاله ی*امیرعلی*
16 آذر 92 20:26
من آمده ام ،وای وای ایسم دایی جون،تو امرا ندیاز الان سر بازی برزیل اسپانیا تو یک هشتم باهات هستم خاله خانم این یک دم رو دیگه خوش نخوندیا،همه ی مسیجای ديشبو خاله جونی*امیرعلی*خودش نوشت ،فک کنم تو تایپ از تو سریع تر شده
مامان امیرعلی
پاسخ
یگانه سر منو نمی تونی کلاه بزاری مثل اینکه یادت رفته هوشت به من رفته!!!موقع لبو خوران تایپیست تو بودی!!!دیدی من از همه چی خبر دارم؟؟؟
سپيده
17 آذر 92 16:06
اشتباه تايپی بود عمه جون.وگرنه اميرعلی صددرصد شماليه
یگانه پسرخاله ی*امیرعلی*
17 آذر 92 17:39
لبو؟! بلامیسر با همه ی باهوشیت این ی بارو بیهوش(!)شدی اتفاقا مامان مسیجارو ب منم نشون داد ک باور نمیکنی خودش داره تایپ میکنه جات خالی کلی خندیدیم
مامان امیرعلی
پاسخ
قسمت اولش که مامان لبو می خورد تو بودی داشتی تایپ می کردی رفتی به آجی مائده هم گفتی ببین خاله نمی دونه که منم؟؟نشون به اون نشون.مگه نه آجی مائده؟؟؟هاهاها