بدون عنوان

چند روز پیش دیدم بابایی دست امیرعلی رو گرفته وسایل اصلاحشم ردیف کرده پدر و پسر آماده شدند تا بابایی موهاشو کوتاه کنه...پسرک چقدر هم داوطلبانه و آماده بود تا کچل بشه سر بزنگاه رسیدم و گفتم چیکار میکنی؟؟گفت موهاش خیلی بلنده ازش خواسته بود تا موهاشو کوتاه کنه امیرعلی هم پا به پای باباش مشتاق کچل شدن بود که نذاشتم و از زیر ماشین اصلاح بابایی بلندش کردم پسرک لجباز وقتی میبرمش آرایشگاه جیغ و داد میکنه و نمیزاره طرف موهاشو درست و درمون کوتاه کنه اما برای کچل شدن زیر دست باباش جیک نمیزنه و مشتاق هم هست.....

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
