بدون عنوان

اینجا دانشگاه بابایی هست و امیرجون برای جلسه دفاع از پایان نامه بابا رفته بودند....

امیرعلی اون روز پسر خوبی بود و پیش مامان بزرگ تو مسجد دانشگاه موند و اجازه داد تا مامانی بره سالن دفاع و تو جلسه دفاع بابایی باشه

گل پسر شدیدا اهل مطالعه هست...انشاالله جلسه دفاع دکتری خودت عزیزم


چقدر پسرم اهل تامل هست و به فکر آینده اش!!!
حالا تو عکسهای پایین می بینید...

اینم یه قسمتی از آینده....اون روز به امیرجونی خوش گذشت اما وقتی دان دان رو دید بیشتر خوش گذشت![]()

اینم آخر ماجرای روز دفاع....اشتباه نکنید ناهار عروسی نیس...ناهار دفاع بابایی هست که امیرجونی طبق معمول عاشق ماست هست و داره نوش جان می کنه![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان 
