امیرعلی و بردیا

صبح پنج شنبه که مامانی تعطیل بود با امیرعلی تصمیم گرفتند برند دیدن بردیا(دوست امیرعلی)....با خاله هاجر هماهنگ کردند و رفتند خونه ی خاله مریم(مامان بردیا جون)

خیلی وقت بود که همو ندیده بودند...بردیا هم ماشاالله حسابی برا خودش مردی شده بود....

یه کم که گذشت یخ دوتاشون آب شد و با هم رفیق شدند بردیا کوچولوی مهربون دستشو گذاشته رو شونه امیرعلی که نشون بده چه دوستای خوبی هستند

روز خوبی بود و به ما خیلی خوش گذشت ...امیدوارم همه بچه ها همیشه شاد و سلامت باشن ...بردیا و امیرعلی من هم همیشه لبشون خندون باشه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


امیرعلی و بردیا 
