امیرعلی امیرعلی ، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 13 روز سن داره

امیرعلی من

آخر سفر

1393/1/19 11:27
نویسنده : مامان امیرعلی
298 بازدید
اشتراک گذاری

تو راه برگشتمون از شمال یه شب تو اصفهان موندیم.....بد نبود خوب بود وقتی برمی گشتیم دیدم رو لپ امیرعلی پشه های موذی و بیرحم مهمونی گرفتند و چند جایی رو نیش زدند...فردای اون روز جای پشه ها آشکارتر شد و لپ امیرجونی خیلی بد قرمز شدگریه

ساعت یک شب بود که از شدت خارش جای پشه ها از خواب بیدار می شد و شروع به گریه می کرد چشمتون روز بد نبینه اشکش شور بود می ریخت جای نیش زدگی و می سوخت منم  تاساعت 2 شب امیرجونی رو بغل کرده و تو خونه قدم می زدم اجازه نشستن هم به من نمی داد وقتی می خواستم بشینم انگار جای نیش پشه ها بدتر می شد چون جیغش می رفت هواکلافه

خلاصه ....بعد یکساعت گریه کردن...امیرجونی از خستگی رضایت داد که بخوابیم...اینم اختتامیه سفرمون ....هنوزم جای پشه ها رو لپ امیرعلی هست و کاملا برطرف نشدهاوه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

آجی مطهره ی امیرعلی
16 فروردین 93 11:17
خدا لعنتشون کنه پشه های موذی رو!! این همه آدم اونجا بود فقط باید امیرجونی مارو پشه میزد؟! انقد بچه گوشتش شیرینه پشه ها هم فهمیدن! معلوم هم نیست چجور پشه ای بوده! گاو پشه بود؟!؟
مامان امیرعلی
پاسخ
واقعا کلی آدم بود اما امیرجونی بی زبون پشه زده شد
عرفان
5 اردیبهشت 93 15:49
سلام عمه ، الآن دیگه صورت امیرعلی خوب شده نه!!؟؟
مامان امیرعلی
پاسخ
سلام عزیزم آره خدا روشکر خوب شده...روی لپش یه لک کوچولویی مونده که اونم انشاالله زودی برطرف میشه...انشاالله بزودی عکسای جدیدشو می زارم