امیرعلی من تولدت مبارک
سلام به همه دوستای خوب امیرعلی من
امروز ساعت سه و ربع بعداز ظهر امیرعلی من یکساله می شه.تولدت مبارک عزیز دلم.
انگار دیروز بود که باخاله مریم رفتیم بیمارستان کوثر آستانه اشرفیه .مامان بزرگ از زیر قرآن ردم کرد و بابابزرگ مثل همیشه صدقه ای دور سرم چرخوند با همشون روبوسی کردم و رفتیم پیش خاله جونی که شیف کاریش بود...امیرعلی هم سه و ربع تو جمع فامیلهای شمال بود.عصر دایی ها و زن دایی ها همه اومدند.راستی اولین عکس هم آجی مطهره از امیرجونی گرفت..عصری دایی جواد و یگانه پسرخاله و آجی مائده هم اومده بودند آجی مطهره نازم دلش می خاست شب هم پیشمون بمونه...خاله مریم و خاله جونی مثل همیشه زحمت کشیدند و پیش منو و امیرعلی بودند تمام همکارهای خاله جونی می اومدند و تبریک می گفتند خلاصه کل بیمارستان رو اون روز ما شلوغش کرده بودیم...
چند روز پیش که خاله جونی و خاله مریم و مامان بزرگ و بابابزرگ بودند جشن کوچیکی برا امیرعلی گرفتیم جای همتون خالی بود. فامیلهای شمالی هم کلی زحمت کشیده بودند و کادو برا امیرعلی فرستاده بودند دست همشون درد نکنه انشاالله تو شادیهاشون جبران کنیم....متاسفانه عکسای اون روز رو الان نتونستم بزارم اما بهتون قول میدم بزودی عکساشو تو وبلاگش می زارم. امروز هم مامانی سر کار هستش و به مناسبت تولد امیرجونی کام همکاراشو شیرین می کنه و تولد امیرعلی رو اینجا بدون شازده پسر برگزار می کنه. صبح امیرعلی رو بردمش برا واکسن چند ثانیه ای گریه کرد بعدش یه دختر کوچولویی رو تو همون اتاق واکسیناسیون دید و شروع کرد به اقو بقو کردن برا دختره و با زبون بی زبونی باهاش حرف زدن.الان هم پیش مامان بزرگ شیرازیش هستش تا عصر که مامانی بره پیشش.برا اینکه این پست از عکس خالی نباشه عکس امیرعلی که بهمن 91گرفته شده دقیقا چند روزبعد تولدش با یگانه پسرخاله امیرعلی رو میزارم...



امیرعلی من تولدت مبارک
