فامیلهای شیرازی من
تو شیراز یه بابایی خوب و مهربون هست و مامان بزرگ خوبم که خیلی خیلی منو دوستم داره روزا که مامانی و بابایی میرن سرکار من پیش مامان بزرگم هستم تا ظهر بابایی بیاد خونه من عاشق بابایی هستم و کلی باهاش بازی می کنم و براش می خندم با مامان بزرگم هم خیلی دوستم انشالله که دوتاشون سلامت باشن.......... ...
نویسنده :
مامان امیرعلی
11:18
فامیلهای شمالی من
دیروز وقت نشد کامل براتون حرف بزنم....تو این عکس دارم فامیلهای شمالیمو می شمارم.ماشالله زیادند و انشالله روزبروز هم تعدادشون زیادتر بشه.وقتی می رم شمال کلی بهم خوش میگذره آخه من پنج تا دایی مهربون دارم که عاشق تک تکشون هستم.....دایی امیرم با زن دایی سهیلای مهربونم چند ساعت بعد اومدنم میان خونه مامان بزرگ. داداش عماد رفته دانشگاه و آجی سپیده من هم تازه با عمو عباس ازدواج کرده و دیگه خونه دایی امیر نیستند تابستون که شمال رفتیم روز اول همه خونواده خونه آجی سپیده و عمو عباس دعوت بودیم و منو و مامانی همه رو بعد چند ماه اونجا دیدیم خیلی شب خوبی بود و به هممون خوش گذشت ......دایی حسین و زندایی فائقه هم خیلی خیلی م...
نویسنده :
مامان امیرعلی
11:01
من عاشق میوه هستم
بدون عنوان
وقتی آواز میخونم
عصبانی
عصبانی که میشم یه چیز تو مایه های دوستم مانی میشم.......اینجا عصبانیم ...
نویسنده :
مامان امیرعلی
9:01












