امیرعلی امیرعلی ، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره

امیرعلی من

بابایی

در مورد عکسهای هواپیما باید بگم که من کاملا بیخبر بیخبر بودم بابایی از رو شگردهای عجیب غریبش پسورد وبلاگ رو پیدا می کنه و مطلب می زاره.خاله مریم می گه چرا اینقدر می گید خلبان و اگه امیرعلی بزرگ شد خلبان نشد چی؟؟در جوابش گفتم انشاالله که امیرعلی ما (آرمان باباش)خلبان می شه. بابایی یه مرد مهربونه با یه قلب دریایی تا امروز که سه سال و چهارده روز از زندگی مشترکمون می گذره به هر هدف کوچک و بزرگی که داشته رسیده می دونم که خدا خیلی خیلی دوستش داره بقول معروف اون نون دلشو می خوره. امیدوارم امیرعلی(آرمان) بابایی رو خوشحالش کنه و یه مرد مهربون و خوب مثل باباش و یه خلبان خوب برا کشورمون ایران بشه. انشالله.به امید اون روز ...
19 آذر 1392

این هم ماشین آینده آرمان کوچولو

سلام به همه دوستان فرصتی دست داد تا بابای آرمان هم سرکی به وبلاگ پسر کوچولوش بزنه حالا چطوری بماند!!!! هنوز مامانی متوجه نشده هاهاهاها بی خیال. انشالله با کمک و لطف خدا بابایی سوزوکی رو میخره و باش میایم شمال این هم یه عکس از  سوزوکی من ...
18 آذر 1392

همه هواپیماهای من

از انجایکه به امید خدا من کاپیتان آینده کشور عزیزم ایران هستم دوست داشتم چندتا از هواپیماهایی را که هدایت اونا رو به من سپردم به شما نشون بدم ،راستی با ما پرواز را تجربه کنید. در نظر کسی که پرواز را نمی فهمد هرچه اوج بگیری کوچکتر می شوی ...
18 آذر 1392

ماهان

این هواپیما من رو یاد پسر دایی عزیزم ماهان می اندازد چقدر نام زیبایی هست ماهان، من هم دوست دارم به افتخار پسر دایی ماهان خلبان ماهان ایر بشم اما شمال پرواز ندارها گفته باشم ...
18 آذر 1392

اعتراض

عکس امیرعلی تو کوچه اعتراض خیلی  هارو بلند کرد اما این وروجک نمی دونید چقدر همکاری کردو چندین عکس تو کوچه و راه پله  خونه، چمن باغ همکار بابایی ازش گرفته شده اینم یه نمونه دیگه ای از عکسشه...منتظر عکسهای بعدی امیرعلی تو خیابون بزرگراه اتوبان باشید.. ...
17 آذر 1392

پستونک

امیرعلی وروجک ما از بچگی عادت به پستونک و شیشه شیر نداشت هر چقدر ما تلاش کردیم که امیرعلی پستونکی بشه نشد که نشد.خاله مریم یادته؟؟؟ چند روزی امیرعلی تو اوج گشنگی کاذب پستونک رو گرفت اما خاله مریم می گفت بهش شیر بدید و گناه داره....بچه داره پلاستیک خالی مک می زنه اما وسطهای شب وقتی امیرعلی آستانه تحمل خاله مریم رو  به تنگ می آورد میدیدیم خاله مریم می خواد پستونک تو حلق امیرعلی کنه  خلاصه الان هم که من مرخصیم تموم شد و سر کار اومدم شازده اصلا ا شیر خشک نمی خوره. و شیشه شیر هم نمی گیره.اما چندین عکس با شیشه شیر و پستونک داره مثل عکس بالا که با تمسخر شیشه شیر رو کرده دهنش که بگه دیدی به تنگت آوردم و از این وسیله مضحک شیر نخوردم؟م...
17 آذر 1392