امیرعلی امیرعلی ، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره

امیرعلی من

لپ گلی

      این لپ گلی امیرعلی ما هستش چند دقیقه ای کنار بخاری نشسته (الو گرفته) لپاش گل انداخته....راستی چهار تا و نصفی هم دندون داره و رو پای خودش می ایسته تفریحات سالمش گوش دادن به کلیپ آجی مطهره و بازی کردن با جاروبرقی  و وسایلی که بهش مربوط نمی شه هست!!!BACK GROUNDتصویر هم  عکس وسیله مورد علاقه اش است منم محکم گرفتمش تا نره سوارش بشه ...
9 دی 1392

مظلوم نمایی

امیرعلی تو اینقدر هم مظلوم نیستی که تو عکس نشون میدی!!!!!نگاش کنید چقدر مظلوم نشسته و از جاش تکون نمی خوره....از حموم که نیومده آقا!!! خراب کاری کرده و شسته شده باید لای حوله بپیچمش تا نصف بدن لخت  فرار نکنه و تو سالن نچرخه....تازه جیغ و  داد می کنه و نمی خواد پوشک بشه الانم که عکس ایشون رو رویت می کنید پوشک و شلوار پاشون نیس و داره مظلوم نمایی می کنه ...
9 دی 1392

اسب سواری

      یکی از تفریحات سالم امیرعلی من، سوار شدن رو جاروبرقیه انگار که اسب سفیدی براش هست و می تونه سواریش بده.وروجک جای سیم رو هم کشف کرده و سیم رو می کشه و دورش می پیچه.... حتی کلیپی که آجی مطهره هم براش درست کرده در این موقع جوابگو نیست جاروبرقی که می بینه مثل موشک حمله می بره طرفش البته اینو بگم جاروبرقی خاموش  اما وقتی روشن بشه پا می زاره به فرار و ازش می ترسه ...
9 دی 1392

شب یلدا

    امیرعلی من واسه خودش مردی شده میره خرید کلی کمک برای خونه است ببینید هندونه خریده  امسال اولین یلدای امیرعلی بوده انشاالله صدساله و سلامت باشی امیرجونی...یادش بخیر یلدای پارسال خونه مامان بزرگ شمال بودیم با این تفاوت که امیرعلی هنوز به دنیا نیومده بود و منتظر اومدنش بودیم...امسال هم جمع خونه بابابزرگ جمع بوده . همه بودن بابابزرگ و مامان بزرگ مهربون، خاله جونی اینا و خونوادش ،آجی مطهره و عمو امین..دایی ها و زن دایی ها و پسر دایی ها و آجی سپیده، خاله مریم و دایی جواد راستی امسال عمو عباس هم  تو جمع خونواده بود(خوش اومدی عمو) ، امسال آجی شیدا مثل ما پیش اونا نبود و دانشگاه بود(اشکال نداره آج...
3 دی 1392

کلاه

تمام تلاششو میکنه کلاه رو از سرش برداره.امیرعلی من کلاه نمیشه سرش گذاشت!!!وقتی هم که برداشت اولین کاری که می کنه چشم خرس رو کلاه رو می خواد در بیاره.خدا کنه بزرگ هم که شدی کسی نتونه کلاه سرت بزاره عزیزم. ...
3 دی 1392

یازده ماهگی

    من امروز را امیرعلی می نامم.نام زیبای بهترین هدیه خدا که به من ارزانی شد امیرعلی عزیزم تو زیباترین هدیه خدا برای منی. آرامش و سلامتی تو را از خدای مهربانم می خواهم.بیست و هفتم هر ماه نامش برایم امیرعلی است.نام زیبای تو که در این روز در کنارم قرار گرفتی.امروزشروع یازده ماهگی امیرعلی خوبم است.فرشته پاک و معصوم من سلامت و پایدار باشی و تولدت مبارک ...
27 آذر 1392

اردک

    امیرعلی میونه خوبی با عروسک نداره.چند وقت پیش عروسک اردک رو دادم بهش ببینید چطور تو عکس نگاش میکنه.......... بهش یه کمی نزدیک شد سعی کرد لمسش کنه اما تو دلش ترسی بود منم برا اینکه نترسه عروسک رو بهش نزدیک تر کردم اما امیرعلی پا گذاشت به فرار .....بچه جون ترسو نباش.حالا مگه من ول کن قضیه بودم عروسک رو پرت می کردم طرفش اون پرت می کرد طرف من و از جایی که بود دورتر می شد.خلاصه بگم من نتونستم ترس آقا امیرعلی رو بریزم و فکر کنم بدترش کردم  چون دیگه اصلا و به هیچ وجه این عروسک رو نمیخواد ...
25 آذر 1392