ققققققققققق قققققققققققق
آجی مطهره می دونه من چطور ققققققققققققققق میگم قبل خواب یه سرو صدایی راه می اندازم که سر همه رو می برم همش می گم قققققققققققق ققققققققققق ...
نویسنده :
مامان امیرعلی
13:29
خواب شمال
یادش بخیر تابستون که شمال رفتم نم شمال حسابی منو گرفت و بقول شمالی های عزیز (موس بوده )شدم و همش خواب بودم......روز اول مامانی به خاله مریم گفت که من همش5صبح بیدار می شم خاله مریم هم شبش قبل خواب بهم گفت امیرعلی جون صبح زود بیدار نشی اگه خیلی زود خواستی بیدار بشی 8صبح باشه عزیزم..منم از اونجاییکه خیلی خاله مریمم رو دوست دارم و به حرفش گوش میدم(سرخیلی از پیشنهادات دیگه که خودش هم می دونه کی باید نق بزنم)سر ساعت 8 بیدار شدم خلاصه بگم شمال نم گیر شدم و خوب می خوابیدم . ...
نویسنده :
مامان امیرعلی
13:24
لباس فرم
مامان بزرگ شیرازیم تو جوونیهاشون خیاط ماهری بودن الان هم کلی لباس برا من دوختند این لباس فرم مدرسه رو دوختند اما خیلی مونده تا منم برم مدرسه.دستت درد نکنه مامان بزرگ خوبم ...
نویسنده :
مامان امیرعلی
13:03
اینجا که خوشحالم رو شونه بابایی هستم
بعد اذیت کردن و شیطونی اینطوری میشم
بدون عنوان
بدون عنوان
آخه بازم همونجا رو نیش زدی بی انصاف
پشه لعنتی برا دومین بار یه میلی متر پایینتر از جا قبلی رو نیش زد ...
نویسنده :
مامان امیرعلی
9:54











